در کنار بهشت بقیع

 

امروز یکی از محبان اهل بیت علیهم السلام ، به نام آقا محسن برای بـهشـت بـقــیع شعری سروده اند که ضمن تشکر از ایشان عین آن را در ذیل می آوریم.

 

در کنار بقیع

دری به سوی بهشت است در کنار بقیع

وداع آخر عشق است در کنار بقیع

گمانه می زنی که خدا در همین جا هاست

پر از بوی بهشت است در کنار بقیع

به یاد مادر پهلو شکسته می گریی

که جای گریه همین جاست در کنار بقیع


ادامه نوشته

گزارش تصویری اعتراض به تخریب بهشت بقیع

 

تعدادی از مسلمانان شهر واشنگتن دی سی ، مدتی است که گروهی مردم نهاد با عنوان «ائتلاف مردمی بقیع» را ایجاد کرده اند ، این گروه که متشکل از شیعیان و تعدادی از برادران اهل سنت هستند در مناسبتهای مختلف اقدام به جلسات سخنرانی و برگزاری همایشها مختلف می نمایند. این گروه در تاریخ 17 سپتامبر 2010  همزمان با سالگرد تخریب بـهـشـت بـقـیــع در هشتم شوال اقدام به یک سری تظاهرات اعتراض آمیز در مقابل سفارت عربستان سعودی در شهر واشنگتن دی سی نمودند ، این تظاهرات که بسیار با شکوه برگزار شد ، جزء معدود اعتراضات مردمی در خصوص تخریب بقیع در این چند سال اخیر بوده است که با همت چند تن از دوستداران پیامبر اسلام و خاندان مطهرش برگزار گردید.

فیصل علیه فیصل

 

در تاریخ 25 مارس 1975 میلادی ملک فیصل به دست برادرزاده 30 ساله خود «فیصل بن مساعد» کشته شد ، قاتل به بهانه تهنیت و تبریک میلاد پیامبر اسلام (ص) وارد قصرملک گردید و هنگام دست بوسی با خونسردی تمام به قول بعضی ها ، گذرنامه آن جهان را در دست عموی گرامی خود نهاد و با آرامش خاطر پی کار خود رفت. او را بعدا به حکم شرع مقدس نبوی در ملاء عام گردن زدند. درباره قاتل که از شاهزادگان سعودی بود مطالب زیادی گفته شده است ، خود سعودی ها او را دیوانه خوانده اند. فیصل بن مساعد پس از تیراندازی و کشتن عموی خود اظهار داشته بود : « تنها هم و غم این خاندان همکاری با آمریکا و عقب نگه داشتن کشور است».

از جریان کشته شدن ملک فیصل دو ساعت و نیم گذشته بود که رادیو ریاض برنامه عادی خود را قطع کرد و اطلاعیه کذبی به این مضمون پخش نمود : «امروز صبح هنگامی که ملک مشغول کارهای رسمی خود بود هدف گلوله برادرزاده خود فیصل بن مساعد بن عبدالعزیز قرار گرفت و زخمی شد و آنچه قابل توجه است این است که شخص مذکور اختلال هواس داشته است و ملک بلافاصله به بیمارستان مرکزی ریاض منتقل شده و تحت معالجه قرار گرفت و خداوند با پوشاندن لباس صحت و عافیت بر وی منت نهاد و مردم به این زودی ملک را در کمال صحت و سلامتی خواهند دید».

از پخش این اطلاعیه یک ساعت نگذشته بود که  رادیو ریاض کشته شدن وی را اعلام نمود ، قبل از آنکه درگذشت ملک فیصل برای عموم اعلان شود ، تمام بزرگان سعودی گرد هم آمدند و با خالد بن عبدالعزیز بیعت نمودند و در همان روز خالد به عنوان شاه جدید عربستان معرفی شد.

 

پسر عموی ویژه

 

در حدود دهه شصت میلادی یک نویسنده سرشناس سعودی که مخالف دولت وقت بود کتابی با عنوان تاریخ آل سعود نوشت ، این نویسنده ناصر سعید نام داشت ،کتاب او بارها تجدید چاپ شد و به سرعت در تمامی عربستان سعودی منتشر و توزیع گردید و باعث هیاهوی خاصی در بین مردم شد ، دولت سعودی که از انتشار این کتاب بسیار عصبانی و ناراحت بود ، ناصر سعید را تحت فشارهای شدیدی قرار داده و او مجبور شد از کشور خارج شده و به کشورهای اسلامی دیگر مانند سوریه و ترکیه مهاجرت کند ، سرانجام ناصر سعید در سال ۱۹۷۹ به دست عوامل کشور عربستان سعودی کشته شد.

در ذیل عین ترجمه قسمتی از این کتاب آورده می شود :

در زمان پادشاهی فیصل پرده ها بالا رفت و موضوع روشن شد ، رادیو صوت العرب و رادیو صدای انقلاب یمن در صنعا یهودی بودن خاندان سعودی را اعلام کردند و شخص ملک فیصل نیز منکر این قضیه نشده و گفت : «قرابت و خویشاوندی خاندان سعودی با یهود قرابت سامی است» و در این مورد به صراحت اعتراف نموده که به روزنامه واشنگتن پست در ۱۷ سپتامبر ۱۹۶۹ گفته و جراید دیگر از جمله روزنامه الحیات بیروت آشکارا می گوید که فیصل گفته است : « ما و یهود دو پسر عموی ویژه هستیم ، و هیچگاه راضی نخواهیم شد که آنها را در دریا بریزیم ، چنانکه بعضی ها می گویند ، بلکه ما می خواهیم بطور مسالمت آمیز با آنها زندگی کنیم ! . . . » و باز می گوید : « ما و یهود به سام منتهی می شویم و نژاد سامی بودن ما را به هم مربوط و مجتمع می سازد ، همچانکه می دانید ، گذشته از اینکه روابط نزدیک میهنی هم داریم ، و بلاد ما منبع نخستین یهود است و از اینجا بود که یهودیان به تمام نقاط جهان پراکنده شدند » و .  .  . 

ناصر سعید

محمد بن حنفیه در بهشت بقیع

 

در قسمت پانزدهم سریال فاخر و ارزشی مختار نامه ، آرزوی عبداله بن زبیر که سوزاندن هاشمیان بود ، به تصویر کشیده شد. در آنجا بود که ابن حنفیه به همراه مختار در حال سوختن بودند ، در ذیل مختصری از زندگی و صفات این شخصیت بزرگ آورده می شود.

ابوالقاسم محمد بن علی بن ابیطالب علیه السلام که مادرش خوله حنفیه دختر جعفر بن قیس است و به همین جهت به محمد بن حنفیه مشهور شده است از مردان بزرگ روزگار در علم، زهد، عبادت و شجاعت بود. او در زمان حکومت پدرش امیرالمؤمنین در جنگهای متعددی شرکت کرد و در جنگ جمل پرچمدار سپاه امام علی (ع) بود.

تاریخ ولادت ایشان را برخى از مورخین زمان خلافت ابوبكر دانسته،برخى سال ۲۱ هجرت و گروهى سال ۱۵ ذكر كرده‏اند. رحلت این مرد بزرگ را نیز برخى سال ۸۰ هجرى دانسته و برخى سال 84 ذكر كرده‏اند،چنانكه در اكمال صدوق (ره) آمده است. محمد بن حنفیه را در بـهشت بـقیع دفن کردند.

گروهی ازشیعیان معتقدشدند که پس ازامام حسن و امام حسین علیهما سلام ،امامت به برادر ایشان محمد بن حنفیه و پس از وی به پسرانش می رسد، این گروه را کیسانیه می گویند منسوب به کیسان غلام آزادشده محمدبن حنفیه ، کیسانیه پس از امامت محمد بن حنفیه اختلاف کردند ، بعضی از آنها معتقد به مرگ او شدند،و برخی دیگر پنداشتند که او نمرده ودرکوههای رضوی شهر مدینه زنده است.

محمد بن حنفیه در شبی که صبح آن امام حسین علیه السلام می خواست از مکه خارج شود و به سمت کوفه حرکت کند ، به نزد برادر آمد و او را از رفتن به این سفر نهی کرد و عذر و مکر و پیمان شکنی کوفیان را متذکر شد و گفت: «برادر جان شما می دانید که مردم کوفه با پدر و برادرت مکر کردند و من خوف آن دارم که با تو نیز همان کنند اگر صلاح بدانی در مکه باقی بمان چون تو عزیزترین و ارجمندترین افراد امت هستی .» امام در جواب فرمود: «خوف دارم که یزید بن معاویه به طور ناگهانی مرا در حرم خداوند به قتل برساند و موجب هتک حرمت این خانه شوم ».

نقش این شخصیت بزرگ اسلام در سریال مختار نامه را که به جهت بیماری نتوانست در واقعه کربلا شرکت کند ، محمد رضا شریفی نیا بازی کرده است.

تصویر دروغین

 

چند وقت پیش در حال جستجو و بررسی سایت ها و تصاویر مربوط به بـهـشت بـقـیع بودم ، که تصویر خاصی نظرم را جلب کرد ، این تصویر که توسط یک سایت به زبان عربی منتشر شده بود و با توجه به مطالب سایت به نظر می رسید که سایتی غیر شیعی بوده باشد ، مربوط به حرم ائمه بقیع علیهم السلام بود. سایت مورد نظر تصویر منتشره را مربوط به اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانست و در ذیل تصویر نوشته بود ، قبه ای که بر بالای قبور بعضی از اهل بیت پیامبر قرار داشته است و در ادامه اضافه کرده بود که این قبه در قبرستان بقیع در مدینه منوره قرار دارد.

هر چقدر به عکس بیشتر توجه کردم ، بیشتر به آن شک کردم و مطمئن شدم که این عکس ، عکسی تقلبی و دروغین است و چرا یک تصویر نامربوط را به عنوان حرم ائمه بقیع علیهم السلام معرفی کرده اند ، پاسخی جز ایجاد شبهه افکنی و انتشار اطلاعات غلط و ناصحیح به نظرم نرسید.

از آنجا که به نظر می رسید عکس منتشره مربوط به یک کتاب باشد ، سعی کردم تصاویر دیگری در این خصوص پیدا کنم ، تا اینکه اصل تصویر را یافتم ، تصویر دوم همان تصویر اول بود و تنها تفاوت آن این بود که عکس دوم رنگی بود و به نظر می رسید مربوط به یک ماکت باشد ، این طور ماکت ها و ساخت بناهای اسلامی در سایز کوچک موردی معمولی است مانند ساخت ماکت خانه خدا و در نمایشگاه های اسلامی و مذهبی به مناسبت های مختلف نمایش داده می شوند.

به هر حال این هم یکی دیگر از انحرافات ایجاد شده است که بایستی قاطعانه با آنها برخورد کرد ، جالب اینجاست که در حین بررسی در این خصوص بعضی از سایتهای ایرانی را مشاهده کردم که این تصویر را به عنوان حرم ائمه بقیع علیهم السلام معرفی کرده بودند.

برای دیدن اصل تصویر به صورت رنگی و با وضوح بیشتر به ادامه مطلب بروید . . .

ادامه نوشته

روایت بانوی اصفهانی از حرم ائمه بقیع علیهم السلام

 

در بین سفرنامه های تاریخی و مربوط به سفر حجاج در قدیم ، به سفر نامه ای بر خورد کردم که توسط یک بانوی اصفهانی نگاشته شده است ، این سفر نامه سرشار از احساس و زیبایی ،به صورت منظوم نوشته شده و در قالب مثنوی می باشد که سفر یک بانوی ایرانی به شهرهای مدینه و مکه در زمان صفویان را حکایت می کند ، در فصل معرفی شهر مدینه و آثار آن شعری در خصوص بـهشت بـقیع از ایشان وجود دارد که بسیار زیبا و خواندنی است ، سراينده اين مثنوي زيبا كه در مجموع مشتمل بر 1200 بيت است ، بانويي فرهيخته و دانشمند از دوره باشكوه و درخشان صفوي است . با كمال تأسف ، درباره هويت سراينده ، آگاهي ويژه اي وجود ندارد ، در لابه لای این سند ارزشمند  ، چند سطري در معرفي وي آمده كه تا اندازه اي ، هويت وي را برای ما آشكار مي كند . اين معرفي ، مربوط به زماني نزديك همان عصر بوده و روشن است كه نویسنده آن ، با سراينده و خانواده وي آشنايي مختصری داشته است . وی مي نويسد :

«مثنوي كه عليا جناب عصمت و عفت و طهارت شعار ، بلقيس الاواني ، خديجة الدوراني ، حليله جليله مكرّمه توفيق . . . مرحمت و غفران پناه ، ميرزا خليل(نام همسر این بانوی فرهیخته است) ، رقم نويس ديوان اعلي (کسی که نامه های دیوانی دربار را می نوشته است ) ، در حين حركت از دارالسلطنه اصفهان ، به عزم زيارت بيت الله الحرام در خصوص اسامي و قرب و بعد مسافت منازل از دارالسلطنه مذكور الي كعبه معظمه و مراجعت از آنجا به مصر مستقر و مكان اصلي خود به رشته تقرير و تحرير كشيده و آب و هواي هر يك از منازل را بيان فرموده اند»

 

در ذیل متن مثنوی سروده شده توسط این بانوی اصفهانی در خصوص حرم ائمه بقیع علیهم السلام به صورت کامل آورده می شود. 

 

مرقد امامان بقيع

دگر ز اولاد امجاد گرامي * * * كه هر يك بُد به عصر خود امامي

بُدند اندر جوارش چار معصوم * * * ز دست تيره بختان گشته مسموم

كه هر يك مخزن سرّ خدايند * * * شفاعت خواه در روز جزايند

بقيع از نور مرقدهاي ايشان * * * منوّر گشته چون خورشيد تابان

حسن آن ميوه قلب پيمبر * * * سرور سينه زهرا و حيدر

دويم مولا علي ابن الحسين است * * * امام ساجد و نور دو عين است

سيم باقر شه علم اليقين است * * * امام پنجم و سالار دين است

چهارم باشد آن مولاي بر حق * * * كه دين و مذهب از وي يافت رونق

امام انس و جان مولاي ناطق * * * شه كون و مكان يعني كه صادق

ز دل اين نكته چون آمد بگوشم * * * برون شد گويي از سر ، عقل و هوشم

ز ديده اشك خونين مي فشاندم * * * كه تا خود را بدان درگه رساندم

به درگاهي كه دايم جبرئيلش * * * همي باشد ز آب سلسبيلش

به بال و پر بروبد درگهش را * * * كند در آستان منزلگهش را

پيمبرها از آن درگه شرفياب * * * جبين ساي ملايكه است آن باب

چو بر اين دولت عظمي رسيدم * * * به چشمان سرمه از خاكش كشيدم

منوّر شد چو چشمانم از آن خاك * * * نمودم پاي بوسي شاه لولاك

ز زينت آنچه مي بايست بودي * * * بدان شه آنچه مي بايست بودي

چو ره سوي حريم شاه جستم * * * بدان فردوس اعلا راه جستم

ز شادي سر برآوردم ز گردون * * * نمودم شكر يزدان از حد افزون

چو گرديدم بدان دولت ميسّر * * * شدي چشمم از آن مرقد منوّر

پس آن گه رو سوي زهرا نمودم * * * به درگاهش جبين خويش سودم

ز خاك مرقد آن مهر تابان * * * كشيدم بر دو ديده توتيا سان

مشرّف چون شدم زان خلد رضوان * * * روان گشتم به پابوس امامان

چو بر آن آستان عرش بنيان * * * كه مي شد تازه از وي دين و ايمان

رسيدم ديده را روشن نمودم * * * جبين خويش را بر خاك سودم

نديدم اندر آن ارض مطهّر * * * به جز نور فروزان زيب ديگر

ميان يك ضريحي چهار مولاي * * * گرفته هر يكي در گوشه اي جاي

زميني كو بُدي بالاتر از عرش * * * به كهنه بوريايي گشته بُد فرش

مكاني را كه بُد توأم به جنّت * * * ندادندش از قنديل زينت

نسيما سوي اصفاهان گذر كن * * * در آن سلطان ايران را خبر كن

بگو كي شاه عادل در كجايي * * * از اين جنّت سرا غافل چرايي

بيا بنگر بر اولاد پيمبر * * * بدان رخشنده كوكب هاي انور

كه مسكن كرده اند در يك سرايي * * * ضريح از چوب و فرش از بوريايي

روان كن اي غلام آل حيدر * * * فروش لايق آن چار سرور

ز بهر زينت آن خلد رضوان * * * قناديل طلا چون مهر رخشان

دگر رمان ها مملو ز گوهر * * * براي آن صناديق مطهّر

كه از كوري چشمِ آن رقيبان * * * ز زيور گردد او چون خلد رضوان

چو گرديدم شرفياب زيارت * * * نمودم خانه دين را عمارت

وداع از تربت آن شهر ياران * * * نمودم سينه سوزان ، ديده گريان

 

بخشش سعودی

 

دولت عربستان سعودی همیشه مدعی بوده که به فکر فلسطین و ساکنان مسلمان آن می باشد ، در شهریور ماه سال ۱۳۸۷ پادشاه عربستان ملک عبداله مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار به محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین اهداء کرد ، این کمک مالی علاوه بر کمک‌های ماهانه عربستان سعودی به فلسطین است.

همچنین این میزان کمک در سال های بعد افزایش نیز پیدا کرده است ، ولی از آن طرف خبرهایی رسیده که عربستان در حذف فلسطین و مقاومت مردم این سرزمین تلاشهایی را انجام می دهد.

سابقه تاریخی این کشور و زمامداران آن بسیار تاریک و تکان دهنده است ، در ذیل سندی ارائه می شود که توسط پادشاه عربستان عبدالعزیز خطاب به یک افسر انگلیسی به نام پرسی کُکس نوشته شده ، در این سند ، پادشاه عربستان سعودی سرزمین فلسطین را مانند ملک شخصی خود در اختیار دولت انگلیس قرار داده تا زمین های آن را به هر شخصی که دوست دارند هدیه کنند.

ترجمه متن نامه : من عبدالعزیز پسر عبدالرحمن هزاران بار اقرار و اعتراف می کنم که از نظر من رفت و آمد آقای پرسی کُکس نماینده ی محترم بریتانیای کبیر و همچنین بخشش فلسطین به یهودیان یا دیگران آن طوری که بریتانیا می خواهد اشکال ندارد و از این نظرم تا قیامت برنخواهم گشت.