دومینو سقوط

 

بر اساس اخباری که در سایت ها مشاهده می شود مردم مسلمان مصر به صورت خود جوش متن سخنرانی مقام معظم رهبری و ویدئو این صحبت ها را در سایت ها و وبلاگ های خود و در صفحات فیس بوک قرار داده و با سرعت زیادی در حال انتشار و بازدید می باشند

ماجرا از یک خودسوزی در تونس شروع شد یک جوان مسلمان که در خیابان کار می کرد و اجناسی را می فروخت با رفتار وحشیانه ماموران رژیم تونس مواجه و بر اثر خفقان شدید و فشارهای طاقت فرسای آن خود را آتش زد و این آتش هنوز خاموش نشده است و تا به مصر و دیگر کشورهای عربی منطقه رسیده است. چند وقت پیش کتابی به دستم رسید که وهابیون عربستان آن را به زبان فارسی چاپ کرده بودند و به حجاج ایرانی در حین حج اهدا می کردند ، این کتاب مطالب جالبی داشت ، همه آن را خواندم ، نکته ای مهم و حائز اهمیت داشت ، مطلب از این قرار بود که در داخل کتاب و صفحات انتهایی آن نوشته بود مردم که البته منظورش مردم عربستان بود ، نباید بر علیه حاکم و پادشاه خود قیام کنند و از او انتقاد کنند ، پادشاه حاکم آنهاست و تمام کارهایی که انجام می دهد درست است و اگر احیانا خطایی هم از او سر زد باید از خدا بخواهند که او را به راه راست هدایت کند ، شاید باورتان نشود ، ولی این عین کلمات آن کتاب بود ، در کشورهای عربی و اهل سنت و به خصوص با گرایشات وهابی که به آمریکا و اسرائیل متکی هستند و آنها را مانند پدران خود می بینند ، این تفکر از کودکی و در دبستان ها آموزش داده می شود و با مخالفان این گونه تفکرات به سختی و با شدت برخورد می شود.

به همین جهت است که پادشاهان و حاکمان کشورهای عربی برای خود بهشت هایی زمینی ساخته و سخت در آن مشغول هستند ، کافی است شما یک جستجوی ساده در گوگل انجام بدهید و مثلا نام یکی از این آقایان را در قسمت تصاویر جستجو نمائید ، خودتان همه چیز دستگیرتان می شود با این شرایط و با این تفکرات متوجه خواهیم شد کاری که مردم انقلابی و مسلمان تونس و مصر انجام داده اند ، کار بسیار مهم و اثر گذاری است ، آنها حاکمان خود را که غرق در عشرت طلبی و وابستگی شدید به آمریکا و اسرائیل بودند بعد از چندین سال به زیر کشیده و خواهان استقلال واقعی هستند ، همه این ها انعکاس انقلاب اسلامی ایران است که بعد از سال ها شنیده می شود.

 

عاقبت دوستی با شیاطین

 

 ؟ ٪  به سقوط

Zine El Abidine Ben Ali -  زين العابدين بن علي   - تونس  -  Tunisia

 

Muhammad Hosni Sayyid Mubarak  -  محمد حسني سيد مبارك - Egypt - مصر

  

Hamad bin Isa Al Khalifa  - حمد بن عيسى آل خليفه - Bahrain  - بحرین

 

Ali Abdullah Saleh - علي عبد الله صالح  -  Yemen  -  یمن

 

Abdullah II bin alHussein - عبد الله ثانی بن حسين - Jordan - اردن

 

Abdullah bin Abdul Aziz  - عبدالله بن عبدالعزیز -  Saudi Arabia  - عربستان سعودی

مظلوم مثل ابوطالب ، مظلوم مثل شیعه

 

در سال ۱۳۲۲ هجری شمسی ،جوانی 22 ساله به نام ميرزا ابوطالب يزدي ، فرزند حاج حسين مهرعلي به اتفاق همسرش که به تازگی ازدواج کرده بودند به قصد تشرف به حج از راه خرمشهر به كويت رفته و از آنجا با شتر از صحرای بی آب و علف گذر کرده و به سوي سرزمين حجاز و مكه حركت مي كند و پس از طی مسافتي طولاني و با پشت سرگذاشتن رنج ها و سختي هاي فراوان ، وارد شهر مکه مي شود. ابوطالب پس از انجام فرایض حج و وقوف در عرفات و مشعر و منا روز دهم ذيحجه براي ادامه اعمال به مکه باز مي گردد. ابوطالب یزدی برای صرف نهار به یک قهوه خانه می رود و از غذايي  كه بعداً احتمال داده شد از گوشت فاسد بوده استفاده می کند و بعد از آن براي انجام اعمال وارد صحن مسجدالحرام شده می شود ، ابوطالب در حال طواف بوده که به علت غذای فاسد و گرما زدگی ، حالت استفراغ به او دست داده و وقتی متوجه حال بد خود می شود جهت کثیف نشدن زمین مسجد الحرام لباس احرام خود را بالا آورده و در آن قی می کند. عده اي از حجاج كه برخي از آنها نيز مصري بودند وقتي اين حاجي ايراني بیچاره را با آن حال مشاهده مي كنند با توجه به پيشينه ذهني برخي از اهل سنت كه شايع كرده بودند شيعيان به قصد می خواهند مسجد الحرام و شهر مدینه منوره را ملوث «آلوده» كنند ، به وي حمله كرده كتك مفصلی به ابوطالب مي زنند در اين بین لباس احرام از دست او خارج شده و زمین حرم نا خواسته آلوده می شود و عده ای از حجاج مصری و سعودی شروع به جنجال آفرینی می کنند.

با جنجال اين افراد شرطه هاي متعصب حرم  اين حاجي مظلوم را بلافاصله دستگير كرده به همراه برخي ديگر از طواف كنندگان در محكمه شرعیه حاضر و عليه اين حاجي ايراني شهادت مي دهند كه او قصد داشته تا حرم و كعبه را به عمد آلوده كند ، قاضي وهابی نيز بدون بررسي و تحقيق و استماع دلائل متهم و رسیدگی عادلانه و اسلامی حكم اعدام و مرگ ابوطالب یزدی را صادر مي نماید و برای این حکم جایی برای اعتراض و تجدید نظرخواهی نیز نمی گذارد.

جلاد رسمي رژیم سعودي كه يك نفر سياه پوست بلند قامت بود ابوطالب را چهار زانو روي زمين نشانده و بازوان او را بر محوري ثابت بسته و سپس به دستش قفل زد .  فرمان قتل به زبان عربي قرائت و ترجمه آن بدين قرار است : ابوطالب نامی از شیعیان که به ایرانی ها منتسب است ،چون در احرام خود قاذورات «نجاست» كرده و مي خواسته در زمین شریف مسجد الحرام بريزد دستگير شد و به اين مناسبت فرمان قتل او كه به گواهي امير مکه رسيده است اجرا مي شود. ابتدا جلاد با نوك نيزه فشاري به پشت گردن ابوطالب وارد مي سازد ، بر اثر تصادف نوك نيزه ، خون خارج و ابوطالب از ترس سرش را جلو مي برد و در همين لحظه جلاد با يك ضربه شمشير بزرگي كه در دست داشت بر گردن او فرود مي آورد ، گردن با وضع فجيعي بريده شده ولي استخوان حلق مانع از قطع سر مي شود شمشير دوم به حركت درآمده سر ازگردن جدا و روي پاي ابوطالب مي افتد.

بلافاصله دو اتومبيل در محل حاضر مي شوند ، اتومبيل اول که یک آمبولانس بود ، سر جدا شده و بدن دست بند زده ابوطالب را ، به پزشكي قانوني مي برند . اتومبيل دوم ، كاميون شهرداري که متعلق به شرکت خدماتی بن لادن بود ، با ريختن شن خون هاي جاري شده را پاك و آثار جنايت را از ميان برداشتند ، شيخ علي اصغر تهراني ، يكي از حجاج ايراني بود كه براي رضاي خدا داوطلب به خاك سپردن اين شهيد مي شود. 

مسخره تر از همه اين صحنه ها مطالبه دستمزد براي دوختن سر بوده است،به شيخ علي اصغر تهراني مي گويند : 65 ريال سعودي كه معادل 104 تومان آن وقت بوده است دستمزد بخيه زدن سر را به بدن پرداخت كنند تا جسد تحويل و اجازه حمل داده شود  ،شيخ علي اصغر عصباني شده و فرياد مي زند ، پول را بايستي كسي بدهد كه فرمان قتل داده و بالاخره بدون پول ، ولي با مجادله جسد را تحويل و در قبرستان ابوطالب «جنت المعلی» دفن مي كنند.

انا لله و انا الیه راجعون

 

انا لله و انا الیه راجعون

يا أيتها النفس المطمئنة ارجعي إلى ربك راضية مرضية فادخلي في عبادي وادخلي جنتي

با کمال تاسف و تاثر شیخ محمد علی العمری، از علمای سرشناس و رهبر شیعیان مدینه منوره نیمه شب گذشته در یکی از بیمارستان های ریاض پایتخت عربستان به لقاء الله پیوست.


ایشان به عنوان شخصیت اول شیعیان عربستان و امام مسجد شیعیان مدینه منوره محسوب می شدند و در طول ۸۰ سال گذشته برای بسط مکتب اهل‌بیت (ع) تلاش فراوانی کردند.
وبلاگ بهشت بقیع رحلت این فقیه وارسته و عارف فرزانه را به به پيشگاه مقدس حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه شریف تسلیت و تهنیت عرض نموده و از خداوند متعال برای ایشان علو درجات را مسئلت می نماید. 

علامه شیخ محمد علی العمری از دوستان نزدیک حضرت امام خمینی «ره» بودند.  ایشان به توصیه امام  رهبری شیعیان عربستان و به خصوص شهر مدینه منوره را برعهده می گیرند. اولین جنبش شیخ محمد علی العمری ، اعتراض به تخریب قبرستان بقیع در سال ۱۳۴۴ قمری بود که منجر به دستگیری و شکنجه ایشان شد. شیخ العمری جزء آن دسته افرادی بودند که به زیارت حرم ائمه بقیع علیهم السلام می رفته و زمان قبل از تخریب را درک کرده بودند و خاطرات و سخنان بسیار شنیدنی از آن زمانها داشتند که هر از گاهی بازگو می کردند ، با از دست دادن ایشان یکی از شاهدان عینی تخریب از دست رفت. در سال ۱۳۵۸ شیخ العمری به صورت مخفیانه به دیدار امام آمدند و پس از آن در بازگشت ماموران اطلاعاتی رژیم سعودی شیخ محمد علی العمری را بازداشت و شکنجه کرده و ایشان را حدود ۳ سال زندانی کردند ، اما مهمترین جنبش شیخ اعتراض به کشتار حجاج ایرانی در سال ۱۳۶۶ شمسی بود که موجب دستگیری و صدور حکم اعدام ایشان می شود که پس از اعتراضات گسترده شیعیان در مناطق مدینه و دمام ، حکم اعدام شیخ العمری رهبر شیعیان عربستان ، به حبس ابد تغییر می یابد. ایشان در آن زمان حدود هشتاد سال سن داشتند که بعدها به جهت کهولت سن آزاد می شوند ، خدایش بیامرزد.

عبداله در کازابلانکا

 

ملک عبداله بن عبدالعزیز بن عبدالرحمن بن فیصل آل سعود پس از معالجه در نیویورک امریکا برای گذران دوران نقاهت و بدست آوردن سلامتی کامل به دعوت ملک محمد بن حسن بن محمد بن يوسف العلوي معروف به محمد ششم به شهر دار البیضاء یا همان کازابلانکا در کشور مغرب یا همان مراکش سفر کرد. این خبر را اولین بار خبرگزاری رسمی عربستان سعودی «واس» اعلام کرد .

ملک عبداله پادشاه عربستان سعودی از حدود چند ماه پیش برای معالجه و درمان بیماری خود که گفته شده مربوط به در رفتگی غضروفی و دیسک کمر و درد عصبی می باشد به شهر نیویورک رفته بود و در آنجا پس از معالجات و انجام چندین عمل جراحی برای گذران دوران نقاهت به صورت کاملا ناگهانی وارد مراکش و شهر کازابلانکا شد.

او در فرودگاه ملک محمد پنجم در شهر دار البیضاء مورد استقبال رسمی ملک محمد ششم پادشاه مراکش یا همان مغرب قرار گرفت ، کشور مراکش که روابط سیاسی و اقتصادی خوبی با رژیم صهیونیستی اسرائیل دارد ، میزبان پادشاه سعودی است . محمد ششم که از سال ۱۹۹۹ میلادی پادشاه مراکش شده ،بیشتر وقت خود را در حرمسرا و در کنار خانواده و پسر کوچکش که ولیعهد اوست می گذراند ، محمد ششم مانند اغلب پادشاهان عربی برای خود بهشتی زمینی ساخته و مشغول آن است.

در فضای مجازی و اینترنت و خبرگزاریهای مختلف ، تا این لحظه فقط یک تصویر از ورود ملک عبداله به مراکش منتشر شده ، خبرگزاری رسمی عربستان سعودی یا همان واس مدعی است که حال ملک خوب بوده و برای گذران دوران نقاهت به شهر ساحلی دار البیضاء یا همان کازابلانکا رفته است. دار البیضاء یک شهر ساحلی و بسیار خوش آب و هوا در کشور مراکش در شمال غربی قاره پهناور آفریقاست ، پایتخت مراکش شهر رباط و از شهرهای مهم دیگر آن المحمدیه و الجدیده می باشد.

با دقت در چهره ملک عبداله رنگ پریدگی و ضعف شدید او کاملا احساس می شود و نکته مهمتر این که ، آقای معروف یا همان متصدی مخصوص صندلی چرخ دار ملک هم در عکس دیده می شود ، البته این بار با عینک دودی ، شاید متوجه شده که ما او را زیر نظر داریم. با دقت بیشتر در تصویر، متوجه می شویم چیزی شبیه به یک کامیون یخچالدرا پشت سر ملک عبداله و همراهان اوست ، و اسم یک شرکت هم بدنه آن دیده می شود که نوشته شده «WALTCO» ، والت کو یک شرکت امریکایی است که بالابرهای مکانیکی تولید می کند ، این بالابرها معمولا به جای درب کشنده ها و کامیون های یخچال دار و یا کامیون ها و کشنده های معمولی نصب می شود تا بدون استفاده از لیفتراک ، کالا و اسباب مختلف را به آسانی جابجا کنند ، این دستگاه کار جابجایی وسایل سنگین را بر عهده داشته و می تواند به وسایل نقلیه مختلف متصل شده و کار جابجایی افراد و وسایل را انجام دهد.

 

حالا چرا پشت سر شخصیتی مثل ملک عبداله و آن هم در فرودگاه شهر دارالبیضاء یا همان کازابلانکای مراکش ، یک چنین وسیله ای قرار داده اند ، جای تعجب دارد ، موضوع از این قرار است که حال ملک ، آن طور هم که می گویند خوب نیست ، دلیل اول اینکه آقای معروف خودمان ، همچنان نزدیک اوست ، و از او دور نمی شود ، چرا که مسئولیت سنگین حمل صندلی چرخ دار بر عهده او نهاده شده است ، این دستگاهی که پشت سر ملک عبداله است ، احتمالا در کنار هواپیمای اختصاصی او قرار دارد و یا حتی به آن متصل است و ایشان را به همراه صندلی چرخ دارش ، جابجا می کند ، و بعد از گرفتن عکس دوباره ملک را روی صندلی چرخ دار گذاشته و آقای معروف خودمان که حالا عینک دودی هم زده آن را حرکت می دهد.

جسارت به شیعیان سامرا

 

در سال 1303 قمری ، در زمانی که عراق و عتبات عالیات و حتی شبه جزیره عربستان تحت تولیت و سلطه ترکهای عثمانی بود ، در شهر مقدس سامرا ، گروهی از مفتیان و بزرگان اهل سنت این شهر به علمای عظام شیعه توهین و جسارت کرده و ضمن سخنرانی های متعدد ، اموال و جان شیعیان را حلال شمردند ، این جسارت بی شرمانه باعث آزردگی علما و روحانیون شیعه شهر سامرا و دیگر شهرهای عراق و ایران گردید ، مسئله به اندازه ای سنگین و حاد بود که دولت ایران مجبور شد به صورت رسمی به این اعمال ننگین و بی شرمانه اعتراض نماید.

بزرگان و زعمای شیعه طی تلگراف های مختلف این عمل را محکوم کرده و نامه های اعتراض آمیزی را به حکومت ارسال داشتند ، تا اینکه در نهایت نامه ای رسمی از سوی دولت ایران برای وزارت امور خارجه عثمانی به ترکیه امروزی ارسال شد ، ناصرالدین شاه در این نامه و همچنین در ملاقات حضوری با سفیر عثمانی عزل و تبعید افرادی که به شیعیان جسارت ورزیده اند را خواستار شد.

در ذیل ترجمه متن اصلی این نامه که زحمت گردآوری و تدوین آن توسط جناب آقای موجانی ، محقق فرهیخته و ارزشی انجام شده و در کتاب ایشان با عنوان بازسازی تاریخ فراموش شده آمده است ، آورده میشود :

«آن طور که از مفاد تلگرام کارپردازی بغداد به وزارت خارجه بر می آید ، نایب سامرا به همراه رئیس بلدیه و بعضی از اشخاص همفکرشان نسبت به بعضی از علما و طلاب علوم تبعه دولت ایران ساکن در سامرا رفتارهای تحقیر آمیز بروز داده و بخصوص نایب شهر در اثر تعصب جاهلانه اش بر فراز منبر رفته ضمن توهین به مذهب جعفری در کمال بی پروایی اظهار داشته که اموال شیعیان حلال و خونشان مباح می باشد. با اینکه مساله به استانداری بغداد انعکاس داده شد ، لکن والی نیز در اثر تعصب خود به مساله اهمیتی نداده و طریقه چشم پوشی پیشه کرده است. مساله از سوی کارپرداز فوق الذکر به تفصیل سابق گزارش شده است. مساله خدمت خاکپای شاهانه نیز به عرض رسیده و اراده فرمودند که اوامر همایونی شان به شرح زیر به استحضار عالی برسد : در زمانی که هدف تحکیم روابط حسنه بین دولتین مطرح و جناب مشیر نصرت پاشا از جانب پر افتخار جناب پادشاه ضمیر اقدس شاهانه منیب بر قرار گرفتن در آن شهر سر زده ، اصولا قابل توجیه نبوده و جای تردید نیست که اینگونه رفتارها موجب انهدام اساس مودت و اتحاد و سبب منافرت و معادت بین ملتین خواهد شد. بنابراین موکدا خواهشمند است در خصوص مساله مذکور به پیشگاه والای جناب شوکت ماب ملوکانه و همچنین به باب علی به نحو مخصوصی اطلاع داده شده و تقاضای توبیخ نایب و مفتی و رئیس بلدیه مذکور و تبعید آنان از محل ماموریت ، و همچنین برخورد شایسته با اشخاصی که با نامبردگان همفکر و همدست بوده اند مطرح و نسبت به اعلام نتیجه کار و همچنین جواب تلگرامهایی که درباره عشیرت جاف ارسال بود اقدام فرمایند/ 19 شعبان 1303 قمری/ ».

باب علی والی سامرا بعد از دریافت دستور ذیل این نامه و بررسی در خصوص این واقعه ، دستور داد تمام مسببین ، به خصوص مفتی اعظم شهر سامرا عزل و سپس تبعید شوند.